تبلیغات
اقتصاد سیاسی ایران 2 - نگاهی به برنامه‌های توسعه‌ اقتصادی ایران
اقتصاد سیاسی ایران 2

وقت شما به خیر

مدیر سایت : علیرضا هاشمی

← آمار بازدید

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :

ضمیمه ها

آرشیو

نگاهی به برنامه‌های توسعه‌ اقتصادی ایران

حسین عبده تبریزی

در جست‌وجوی دنیایی امن، با‌ثبات و پایدار، کشورهای در حال توسعه می‌کوشند ظرفیت‌های انسانی، نهادی و زیرساختی خود را توسعه دهند. بدین منظور، به برنامه توسعه مستحکمی نیازمند هستند که اقتصاد و کیفیت زندگی مردم را به طور کارآمدی ارتقا دهد. برنامه‌ریزان اقتصاد کشور در فردای انقلاب اسلامی با چالش‌ها، پیچیدگی‌ها و گزینه‌های متعدد مواجه بودند.

به‌رغم رشد اقتصادی دهه‌های 40 و 50، آنان معتقد بودند که مشکلات عمیق فقر، ناعدالتی و نابسامانی اجتماعی را باید از چهره ایران اسلامی زدود. بر این باور بودند که هرچند فنون و نهادهای برنامه‌ریزی رسمی برگرفته از کشورهای صنعتی مفید بودند، اما برای حل مشکلات پیش‌روی جماعات و کارگزاران درون کشورهای در حال توسعه ناکافی بودند. پس، آستین‌ها را بالا زدند تا با چالش‌های گوناگون روبه‌رو‌ شوند و تغییرات مثبت و پیشرو را باعث شوند. به‌زودی دریافتند که پاسخگویی به نیازهای متنوع با توجه به منابع محدود کشور دشوار است.

با توجه به غلبه اندیشه‌های انقلابی و بروز جنگ، برنامه‌ریزی باید در شرایط بی‌اطمینانی انجام می‌شد و در آن چارچوب، تعریف نقش کارگزاران اقتصادی، نهادها، جامعه مدنی و کنشگران عرصه اجتماع و اقتصاد آسان نبود. برنامه‌ریزان در ارائه معرفت‌شناسی‌های گوناگون توسعه و برنامه‌ریزی می‌خواستند راه‌حل‌های بومی خود را عرضه کنند و نظریه‌های برنامه‌ریزی خود را با عمل و واقعیت‌های جامعه ایرانی پیوند بزنند. در پاسخگویی به نیازها و انتظارات ناشی از توسعه، برنامه‌ریزان ‌باید رابطه متقابل پیچیده مابین ابعاد نهادی، فرهنگی، سیاسی و محیطی توسعه را می‌شناختند. مضمون محوری این شناخت آن بود که ساختار نظام برنامه‌ریزی و موفقیت آن جهت ایجاد نتایج قابل قبول تا حد زیادی به زمینه و بسترهای اقتصادی، نهادی و فرهنگی خود جامعه ایرانی برمی‌گشت.

دو یا سه سال از انقلاب نگذشته بود که دیدگاه‌های مختلف از برنامه و توسعه چهره نمود. برنامه‌ریزان معتقد به اقتصاد بازار از دل انبوه چپ‌روی‌ها، محدودیت‌ها، شعارهای عدالت‌خواهی انقلابیون با دشواری سر برآوردند و همگام و هم‌صدا با موج جهانی گسترش اصلاحات بخش عمومی، عدم تمرکز و دموکراتیزه شدن در کشورهای در حال توسعه، خود را ملزم یافتند تا مفاهیم و الزامات این تحولات جهانی را در برنامه‌های خود پیشنهاد کنند. نحله دوم برنامه‌ریزان را کسانی تشکیل می‌دادند که دیدگاه نزدیک‌تر با انقلابیون دهه 60 را حفظ کردند و شعارهای عدالت‌جویانه را رساتر سر می‌دادند و مدعی بودند. در آغاز دهه 70، این دو جریان فکری درون سازمان برنامه‌ریزی کشور نمایندگان شناخته‌شده‌ای داشتند: درحالی که عنوان «اقتصاددانان بازار» به روشنی بیانگر اعتقاد و باورهای گروه اول بود، عنوان «اقتصاددانان نهادگرا» چندان به وضوح روشن نمی‌کرد که گروه دوم از اقتصاددانان فعال در عرصه برنامه‌ریزی کشور چه باورهایی داشتند. برنامه سوم توسعه تجلی‌گاه اندیشه‌ها و اعتقادات برنامه‌ریزان معتقد به «اقتصاد بازار و رقابت» بود. هرچند این برنامه و تمامی برنامه‌های دیگر توسعه جمهوری اسلامی ایران به طور کامل به اجرا درنیامد، اما برنامه سوم دربرگیرنده تقریبا همه مفاهیم، فرآیندها و ساختارها و نهادهایی بود که در باور جریان فکری اول بود و زمینه‌های بسیار مناسبی برای شتاب‌گیری توسعه در کشور را پایه‌ریزی کرد. این برنامه موثرترین سند توسعه در جمهوری اسلامی ایران بود و نحوه برخورد قوای سه‌گانه با آن به گونه‌ای بود که گویی دیگر اجماعی ملی بر سر اجرا و گسترش و تعمیق آن مفاهیم فراهم آمده بود. وقتی زمان تهیه برنامه چهارم توسعه فرارسید، مدیریت دستگاه برنامه‌ریزی کشور تغییر کرده بود و در رأس آن اقتصاددانانی مسئولیت پذیرفته بودند که به جریان دوم، یعنی «اقتصاددانان نهادگرا» معروف بودند. اکنون این اقتصاددانان پس از مدت‌ها فرصت یافته بودند دیدگاه‌های خود را در برنامه‌ای توسعه‌ای به مرحله اجرا درآورند. قضاوت در مورد موفقیت این برنامه دشوار است، چرا که آن اقتصاددانان فرصت اجرا نیافتند و اجرای برنامه چهارم به کسانی سپرده شد که در طول هشت سال مدیریت خود، نشان دادند به برنامه و تعیین خط مشی و سیاست، اعتقادی ندارند.

با این همه، بررسی محتوای این برنامه، تداوم برنامه سوم توسعه را تداعی می‌کند. هرچند شتاب در تهیه سند برنامه چهارم، آن را از انسجام کمتری نسبت به برنامه سوم برخوردار کرده است، اما تفصیل برنامه‌ها بیانگر پیروی از اصول بازار، تکیه بر توسعه مبتنی بر رقابت، خصوصی‌سازی، مشارکت عمومی در اقتصاد، افزایش بهره‌وری و سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال مبتنی بر مولفه‌های انگیزشی و قواعد رقابتی است. اگر این قضاوت صحیح باشد، آن گاه باید پرسید چه ویژگی‌ها و باورهایی در میدان عمل «اقتصاددانان نهادگرا» را از نحله اول اقتصاددانان برنامه‌نویس جدا می‌کند؟ همگرایی مفاهیم، فرآیندها و نهادهای پیشنهادی و برنامه‌های تفصیلی دو سند توسعه سوم و چهارم بیشتر بیانگر سلطه «علم اقتصاد» در مقابل «اقتصاد ایدئولوژیک» بر قلمرو عمل و اجرای برنامه‌ریزی در سال‌های آغازین دهه 80 در ایران بوده است. وقتی نمایندگان دو مکتب فکری به مسند اجرایی برنامه‌ریزی رسیدند واقع‌گرایی و ضرورت‌های عینی زندگی معیشتی مردم آنان را ناگزیر کرد ساحت علم را پاس دارند، چرا که مدت‌ها قبل روشن شده بود «اقتصاد بازار رقابت» دستاورد نظام سرمایه‌داری نبوده و حاصل اندیشه و تأملات خردورزانی بوده است که مجموعه آموزه‌های آنان، بدنه معرفت جان سخت و ارزشمندی را می‌سازد که آن را «علم اقتصاد» نامیده‌اند.

روزنامه آرمان 

آخرین مطالب

جستجو

نویسندگان